کارنامه سیاه خاندان پهلوی
به گزارش پایگاه خبری رامسرنوین دیماه در تاریخ معاصر ایران، نماد بیداری و مقاومت است. دیماه ۱۳۵۶ جرقههای پیروزی انقلاب اسلامی را برافروخت و دیماه ۱۴۰۴، چهره واقعی مدعیان دروغین دموکراسی را برملا ساخت. این متن، مروری است مستند بر کارنامه سیاه دودمان پهلوی؛ از سرکوب و کشتار تا غارت بیتالمال و وابستگی به بیگانه. حافظه تاریخی ملت ایران، این حقیقت تلخ را هرگز فراموش نخواهد کرد که فرزندان خاندان کشتار و فساد، هرگز نمیتوانند منجی دموکراسی باشند
سلطنت رضاخان با سرکوبهای بیرحمانه عجین بود. شاخصترین نمونه این خشونت، واقعه مسجد گوهرشاد در تیرماه ۱۳۱۴ است. هنگامی که مردم معترض به سیاستهای ضد دینی کشف حجاب در مسجد گرد آمدند، نیروهای نظامی رضاشاه به روی جمعیت آتش گشودند. اگرچه آمار رسمی هرگز اعلام نشد، اما اسناد تاریخی از کشته شدن بیش از دو هزار نفر در این روز خبر میدهند.
این تنها جنایت رضاخان نبود. سرکوب عشایر بختیاری و قشقایی با کشته شدن صدها نفر، اعدامهای دستهجمعی مخالفان سیاسی در زندانهای قصر و قزلقلعه، و شکنجه فعالان صنفی و مطبوعاتی، بخشی از کارنامه سیاه اوست. بر اساس اسناد وزارت خارجه بریتانیا، در جریان خلع سلاح عشایر جنوب در سالهای ۱۳۰۳ تا ۱۳۰۵، بیش از ۵۰۰ نفر جان باختند. هدف رضاشاه از این خشونتها، تحقق “تکصدایی” و سرکوب ارکان هویت ملی یعنی روحانیت، عشایر و روشنفکران بود.
محمدرضا: فساد مالی و کشتار تا آخرین نفس
در دوره محمدرضا پهلوی، دامنه جنایات از سرکوب فیزیکی فراتر رفت و غارت سیستماتیک بیتالمال را در برگرفت. بر اساس اسناد تاریخی، شاه و خاندانش با تأسیس “بنیاد پهلوی” در سال ۱۳۳۷، شبکهای برای قانونی کردن ثروتهای بادآورده ایجاد کردند. ارزش داراییهایی که شاه شخصاً به این بنیاد منتقل کرد، بالغ بر ۱۳۵ میلیون دلار بود که در آن زمان معادل چندین برابر بودجه سالانه کشور محسوب میشد.
اسناد ساواک و خاطرات نزدیکان شاه پرده از ابعاد دیگری از این فساد برمیدارد: دریافت میلیونها دلار رشوه از شرکتهای اسلحهسازی مانند نورتروپ و بل هلیکوپتر، اختلاسهای خواهر دوقلوی شاه اشرف پهلوی در گمرک و بنادر، و قماربازیهای او در کازینوهای اروپا با پول نفت ایران. برآورد کارشناسان اقتصادی نشان میدهد که خاندان پهلوی در ۳۷ سال سلطنت محمدرضا، بین ۲ تا ۵ میلیارد دلار از اموال ملت ایران را به حسابهای شخصی در سوئیس و آمریکا منتقل کردند.
در بعد سرکوب، رژیم پهلوی کارنامهای تاریکتر از پدر بر جای گذاشت. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به تنهایی ۳۰۰ کشته بر جای گذاشت. قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ با شهادت بیش از ۱۵ هزار نفر به روایت برخی منابع، بزرگترین کشتار پیش از انقلاب بود. اما اوج جنایت در ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ (جمعه سیاه) رقم خورد؛ جایی که بر اساس آمارهای معتبر تاریخی و اسناد بیمارستانها، بین ۲,۰۰۰ تا ۳,۰۰۰ نفر در میدان ژاله (شهدا) تهران به گلوله بسته شدند.
آخرین نفسهای رژیم نیز با خشونتی وصفناپذیر همراه بود. در ۲۴ مهر ۱۳۵۷، مزدوران شاه به مسجد جامع کرمان یورش بردند و ضمن ضرب و شتم مردم، به آتش کشیدن مسجد و سوزاندن دهها جلد قرآن دست زدند. در ۴ آبان ۱۳۵۷، تانکهای رژیم به دانشگاه تهران حمله کردند و دانشجویان معترض را به گلوله بستند.
وقایع دیماه ۱۳۵۶؛ جرقههای پیروزی
دیماه ۱۳۵۶ نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران است. ۱۹ دیماه ۱۳۵۶ در قم، تظاهرات مردمی در اعتراض به مقاله توهینآمیز روزنامه اطلاعات علیه امام خمینی(ره) با گلوله نظامیان شاه پاسخ داده شد. طبق آخرین پژوهشهای مراکز اسنادی، در این روز ۵ نفر از جمله یک نوجوان ۱۳ ساله به شهادت رسیدند. این واقعه سرآغاز امواج چهلروزه انقلاب شد: چهلم شهدای قم در تبریز (۲۹ بهمن) با ۱۳ کشته، چهلم شهدای تبریز در یزد (۹ فروردین ۵۷) با ۷ شهید، و چهلم شهدای یزد در شیراز (۱۹ اردیبهشت) با ۱۶ کشته. این چرخه خونین، مردم را به خیابانها کشاند و سرانجام به پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ انجامید.
رضا پهلوی، آخرین ولیعهد، در ۱۷ سالگی ایران را ترک کرد و هیچگاه تجربه مستقیم حکومت بر این کشور را نداشته است. او در دهههای اخیر با پروژههایی همچون “ققنوس” و “شکوفایی ایران” سعی در ارائه چهرهای مدرن از خود دارد. اما همزمانی تحرکات او با وقایع دیماه ۱۴۰۴، پرسشهای جدی ایجاد کرده است.
در دیماه امسال، شبکههای وابسته به خاندان پهلوی در خارج از کشور با راهاندازی کمپینهای گسترده در فضای مجازی و دامن زدن به نارضایتیهای اقتصادی، تلاش آشکاری برای ناامنسازی کشور انجام دادند. رضا پهلوی با انتشار پیامهای ویدئویی، خواستار “همصدا شدن مردم” شد و آشوبگران را به ادامه خشونتها ترغیب کرد.
این رفتارها یادآور عملکرد پدر و پدربزرگش است. همان خاندانی که در کودتای ۲۸ مرداد با سیآیای همکاری کرد، همانها که در قرارداد نفت با بریتانیا منافع ملی را فروختند، و همانها که در برابر کوچکترین اعتراضی، مسجد و دانشگاه را با تانک به آتش کشیدند. رضا پهلوی اگرچه چهرهای مدرن از خود نمایش میدهد، اما اتکای او به شبکههای معاند و بیگانه در وقایع دیماه ۱۴۰۴، نشان از تداوم همان سنت دیرین خاندانش دارد: استفاده از بحرانهای داخلی و حمایت خارجی برای بازگشت به قدرت.
پرسش اساسی آنجاست که فرزندان یک خاندان با میراثی از کشتار (از گوهرشاد تا جمعه سیاه) و غارت بیتالمال (از بنیاد پهلوی تا حسابهای سوئیسی)، چگونه میتوانند مدعی دموکراسی و حقوق بشر باشند؟ وقایع دیماه ۱۳۵۶ نشان داد که این خاندان تنها با زبان زور و فشنگ با مردم سخن میگفت؛ و وقایع دیماه ۱۴۰۴ ثابت کرد که نوادگان آنان نیز همان راه را با ابزارهای مدرنتر ادامه میدهند. حافظه تاریخی ملت ایران، این پیوند ناگسستنی را هرگز فراموش نخواهد کرد.