«انسجام ملی» برگِبرنده ایران در پیچیدهترین جنگ ادراکی
علی سلطانی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی پایگاه خبری تحلیلی بلاغ در خصوص جریانات اخیر کشور و ناامنیهای بهوجود آمده در پی اغتشاشات شهرهای مختلف کشور، گفت: هم اکنون در دل یکی از بزرگترین و پیچیدهترین جنگهای ادراکی پس از انقلاب در کشور هستیم که نیاز به روشنگری و تبیین جریانات در حال اتفاق برای مردم و بهویژه جوانان و نوجوانان هستیم.
وی در پاسخ به این سوال که مدلی که هماکنون دانسجامر حوزه اغتشاشات در کشور در حال وقوع است آیا قبلا هم اجرا شده است یا خیر، افزود: ما یک الگوی لیبی را در سال ۲۰۱۱ و حتی الگوی ونوزوئلا در سالجاری را داریم که درسهایی را برای ما دارد.
این کارشناس سیاسی خاطرنشان کرد: در الگوی لیبی، این اتفاقی که اکنون در ایران در حال وقوع است تجربه شد، به این معنی که آمریکاییها سوار یک حرکت محدود مردمی شدند و تعدادی از عوامل خود را مسلح کردند و این افراد شروع به شلیک به پلیس و مأموران لیبی کردند و سپس آمریکاییها به بهانه حمایت از مردم به لیبی حمله کردند و چندین هزار نفر را کشتند و لیبی را پس از وقوع جنگ داخلی به 3 کشور تجزیه کردند.
تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: در حالی که لیبی قبل از این اتفاقات، جزو کشورهای مرفه آفریقا بود چراکه کشوری بودند که نفت داشتند، اما اکنون این کشور را کاملا فروپاشیدند و اکنون لیبی از زمره کشورهایی است که اگر کشوری بخواهد تعدادی از افراد را تبعید کند در قبال دریافت وجه، این افراد را پذیرش و در زندانهای خود نگاه میدارد و این تجربه لیبی است که قطعا این مدل در ایران، عملیاتی نخواهد شد اما این الگو وجود دارد.
سلطانی بیان کرد: مقاومت هزینه دارد، جنگ قطعا هزینه بیشتری دارد و اما هزینه تسلیم بسیار بیشتر از هزینه مقاومت و جنگ است.
وی عنوان کرد: نمونه واقعی این ادعا آنکه، هماکنون کشور لیبی را میبینیم که تسلیم شده اما چه چیزی را بهدست آورده است.
این کارشناس سیاسی اعلام کرد: اگر بخواهیم یک مدل دیگری را مثال بزنیم باید به مدل یوگسلاوی اشاره کنیم که در سال ۱۹۹۸ در جام جهانی فوتبال با کشور ما بازی کردند اما اکنون، اثری از نام این کشور در جفرافیای جهان، وجود ندارد.
تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: کشور یوگسلاوی با رویکرد سوسیالیستی، جدا از اینکه در اروپا بود جزو کشورهای عدمتعهد بود، اما غربیها و آمریکاییها با تحریم، ضربه نظامی، آشوب و نسلکشی، آن را به انحطاط کشاندند و در واقع همین مدل را برای ایران نیز در پیش گرفتهاند.
سلطانی اشاره کرد: آنان، تحریم را برای فشار آوردن به اقشار مختلف جامعه، آشوب و اغتشاشات را برای ایجاد ناامنی در جامعه و ضربه نظامی در جنگ ۱۲ روزه را کلید زدهاند و دلیل اینکه ضربه نظامی را ادامه نمیدهند بخشی به قدرت نظامی ایران باز میگردد که در این مدل در این بخش، به بنبست خوردهاند.
وی اذعان کرد: اما این سوال پیش میآید که چرا دشمن و غرب، الگوهای تکرارشده قبلی را در ایران در پیش گرفته است و در پاسخ با همانندانگاری این الگوها در کشور در مییابید همان شیوهها و الگوهای مداخله را در حال اجرا هستند، لذا وقایع کنونی، به نوعی شکلی از این الگو و ماجرا است.
این کارشناس سیاسی مطرح کرد: البته که یوگسلاوی یک کشور حداکثر با عمری کمتر از یک قرن بود که توانستند آن را به فروپاشی برسانند و تجزیه شد اما ایران یک کشور دارای تمدن دیرین است و قطعا این الگوهای دمِدستی آنان در ایران، گرچه هزینه در پی خواهد داشت اما نتیجه نخواهد داد.
تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به این سوال که تا چه اندازه پهلوی برای ترامپ جدی است؛ گفت: افرادی مثل پهلوی همچون خانم ماریو ماچادو ونوزوئلا است که یک تاریخ مصرفی دارند و کارکردی برای سیاست آمریکا دارند که هر زمان که این تاریخ مصرف و کارکرد برای آنان، تمام شود، همچون یک دستمال استفاده شده، دور انداخته میشوند.
سلطانی افزود: پس از وقایع اخیر در ونوزوئلا، ترامپ در مصاحبه اخیر خود در خصوص خانم ماچادو اعلام کرده است که او حامی ندارد و اعتبار و احترام نیز ندارد و این رویکرد، همان رویکردی است که قطعا هم با پهلوی و هم با گروهک منافقین، انجام خواهند داد.
وی تصریح کرد: دلیل این رویکرد آن است که آمریکاییها از همه بهتر میدانند که هم پهلوی و هم گروهک منافقین، انسانهای فاسدی هستند و در قبال هر تحرک، درصد میخواهند و قطعا آنان نمیخواهند به این تیپ از آدمها، درصد بدهند و دلیل دوم اینکه آنان میدانند که هم پهلوی و هم گروهک منافقین، انسانهای قابل اعتمادی نیستند، چرا که این نفرات، بهخاطر منفعت خود به کشور خود خیانت کردند و تضمینی وجود ندارد که در ادامه در قبال پیشنهاد سایر رقبا به امریکا، پشت نکنند.
این کارشناس سیاسی ادامه داد: در حال حاضر، پهلوی و گروهک منافقین، ابزارهایی هستند که پروژههای امریکا در ایران اجرایی شود و اگر هم نشد حداقل به ایران، ضربه زدهاند.
تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به این سوال که بنظر شما تا چه مدت دیگر این الگو در ایران ادامه خواهد داشت، گفت: ادامه و مدت اجرای این الگو در ایران، تا حد زیادی به مردم و مسئولین کشور بستگی دارد، حقیقت آن است که مردم تا به امروز، مراعات کردند و تحلیلشان این بوده که نیاز نبوده وارد صحنه شوند و ورود پیدا کنند اما دیدیم که در روز جمعه گذشته، برای اولینبار مردم در مصلیها و مساجد به صورت خودجوش حضور پیدا کردند و قطعا این حضور مردمی، در محاسبات مقامات دشمن، تاثیر میگذارد و اتفاقی که نباید بیفتد همان انسجام پس از جنگ ۱۲ روزه است و اگر ببینند که طراحی کنونی آنان به انسجام ملی میانجامد، پا پس خواهند کشید.
انتهای پیام/