پایگاه خبری تحلیلی رامسرنوین
  • گزیده اخبار :
  • دوشنبه ۷ اسفند ۱۳۹۶ , Monday 26 February 2018
    Ramsarnovin.ir
    آرشیو سایت





  • کد مطلب : 18924
  • تعداد نظرات : ۰ نظر
  • تاریخ انتشار خبر : ۱۳ دی, ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۵
  • شما اینجا هستید :آخرین اخبار > اخبار شهرستان رامسر > پیشنهاد سردبیر > خبر برگزیده > یادداشت
  •   

    کرنا نوازی سنت دیرینه رامسری ها

    پدر کرنازنی رامسر درگذشت

    حاج عباس مسگرانکریمی معروف به باقر عباس ، پدر سنت کرنازنی رامسر دارفانی را وداع گفت.

    به گزارش رامسرنوین، حاج عباس مسگرانکریمی معروف به باقر عباس، پدر سنت کرنازنی رامسر دارفانی را وداع گفت.
    مزار  آن مرحوم در  امام زاده محمد اشکونکوه لات محله رامسر است.

    مقاله زیر گفت گویی با باقر عباس، زنده یاد عباس مسگرانکریمی است. این گفتگو زمانی که وی در قید حیات بود  توسط هلر شمسی عکاس و خبرنگار انجام شد.

    حدودا ۴۵ سال پیش دقایقی قبل از اذان مغرب صدای زیبا و روحانی کرنا فضای جواهرده را پر کرده بود و مردم را به نماز جماعت در مسجد آسید سعید فرا می خواند.

    این صدا از کرنای جوانی کوتاه قد اما با عشقی بلند به خاندان امام حسین ( ع ) بیرون می آمد.

    این کرنا توسط شخصی به مسجد آدینه اهداء شده بود اما مرحوم عباس مهمانچی با اجازه آن فرد خیّر کرنارا به باقر عباس سپرد که هراز گاهی خاموشی جواهرده را بشکند.

    باقر عباس متولد ۱۳۰۲ است نامش عباس و پدرش مرحوم باقر مسکرانکریمی بود، پسری خلف که نام پدر را نیز یدک میکشد باقر از مسگرهای معروف منطقه کشباغ رامسر بود.

    کشباغ در ابتدا جاده نیدشت به جواهرده قرار دارد و منطقه ای سنگ فرش که کهنه بازار هم در این منطقه قرار داشت.

    از خانواده های معروف مقیم کشباغ می توان از مسکرانکریمی ها و مرادیان ها نام برد که بعضی ها به مرادخانی و یا کریمی تغییر نام دادند.

     باقر عباس از دوران کودکی به کرنا علاقه داشت و می گفت همیشه منتظر رسیدن ماه محرم هستم و شبها خوابش را می بینم.

    هر سال قبل از محرم در دلم نیتی می کنم و حاجتی را می طلبم و همیشه هم حاجتم را گرفتم.

    در ایام قدیم در روز تاسوعا همیشه به روستای پتک می رفتیم و مراسم بسیار جالبی را آنجا برگزار می کردیم و در آنجاخرج کشی میکردند (غذا تهیه میدیدند) و روز عاشورا هم به اشکونوه می رفتیم تا اینکه بعد از انقلاب به حرمت شهدائی که در زینبیه آرمیده اند به اینجا می آییم.

    حدودا ۵۰ سال پیش در منطقه سخت سر ؛ ۷ الی ۸ گروه کرنا قرار داشت که الان فقط گروه کشباغ مانده است کشباغ فاقد مسجد است لذا این گروه مانند اجداد خود در مسجد آخوند محله فعالیت کرده و با هیات آنان حرکت می کنند و در زیرمجموعه مسجد آخوند محله قرار دارند.

    در منطقه گیلان و مازندران ۲ نوع کرنا وجود دارد، نوعی از چوب لوله ( ل له ) و کدو ساخته می شود که به آن کر نی میگویند؛ کرنی در گیلان استفاده می شود و بلند است و نوعی دیگر که فلزی و از جنس برنج است که به آن کرنا میگویند، صدای کرنا بلندتر وبم تر است.

    قدیمی ترین کرنا که در این گروه کشباغ قرار دارد حدودا ۳۰۰ سال قدمت دارد، گروه کرنانواز شامل یک الی سه نفر پیش خوان یا سرکرنا هستند که آهنگ اول را می نوازد و بقیه را گروه وی یر کن ( جواب ده ) می نامند.

    هر صدای کرنا دارای بیان یک کلمه یا جمله است که به آن مقام می گویند مانند، یاحسین ، یا علی، یا امام، وای حسین و … .

    گروه کرنانوازان در ابتدای هیات آخوندمحله حرکت می کنند و وقتی به امامزاده یا مسجد و یا مزار شهدا و یا مزار یک جوان و یا پیش کسوت خود رسیدند ابتدا پیش خوان با یک تک صدا آنها را به گرد هم فرا می خواند و سپس با یک مقام دیگر انتهای کرنا را با حالت خم شده به سمت زمین آورده و همگی تعظیم می کنند که در واقع احترام به آن محل یا شخص است سپس پیش کرنا با مقام یا حسین و یا مقام مورد نظر را می نوازند و بقیه گروه جواب می دهند، در آخر باز هم ادای احترام می کنند و سرکرنا پایین می آید ( باقر عباس به نواختن سرنا در روز گلکار مسجد آدینه هم اشاره کرد ).

    بعد ازاتمام نواختن گروه به دنبال آب می گردند تا کرنای خود را خنک کنند چون بر اثر نواختن بدنه کرنا گرم می شود و حتی لبها را به شدت می سوزاند مخصوصا کرناهای جدید سریعا داغ می کنند.

    باقر عباس می گفت اواخر دولت پهلوی در یکی از شبهای محرم مشغول نواختن کرنا بودیم و مامورین شهربانی جلوی ما را گرفتند و شروع به اهانت کردند، در همان لحظه یکی از نوازندگان، کرنای خود را بر سر یک آژان کوفت و کرنا چندین تکه شد و آن مامور به سختی مجروح شد اما فردا شب تمام کرناهای ما توقیف شد و ما تا زمان انقلاب دیگر اجازه نواختن نداشتیم تا اینکه بعد از انقلاب یک روحانی از ما دعوت کرد و ما مجددا به مسجد آخوند محله پیوستیم.

    کرنانوازی در محرم

    متاسفانه اکنون نواختن کرنا فقط در طول ۳ الی ۵ روز است اما در قدیم ما از اول ماه محرم تا چهلم امام می نواختیم، حتی قبل از فرارسیدن ماه محرم مدتها تمرین میکردیم، تا چند سال پیش بعد از اتمام ماه محرم و چهلم امام حسین ( ع ) کرناهای خود را با آب ولرم شسته و در پشت بام آویزان می کردیم امام اکنون همه را به یک نفر می سپاریم و او مسئول نگهداری کرنا تا یک سال آینده می باشد.

    باقر عباس با عشق و علاقه به سوالاتم جواب می داد از او در مورد زندگی اش پرسیدیم نام همسرش را سلمه ذبیحی ذکر کرد و دارای ۷ فرزند پسر بود که دو فرزندش در جوانی فوت کردند، او تا سن ۳۰ سالگی به کارهای مسگری و کشاورزی و برزگری میپرداخت اما بعدا در کارخانه چای رامسر مشغول بکار شد و اکنون بازنشسته شده است و تاچندی پیش به خرید و فروش مرکبات می پرداخت.

    او در روز تاسوعا در مسجد سادات شهر و در جوار آقا بسمل و پلاسعید بزرگوار بار دیگر کرنای ۳۰۰ ساله خود را بر لب نهاد و پیش خوان گروه شد.

    درچهره او هنگام نواختن کرنا عشق به امام حسین (ع) رامیتوان یافت، او می گفت کرنا نفس می خواهد و جوانانی که تمایل به نواختن کرنا دارد باید از سلامت و قدرت برخوردار باشد تا بتواند در حال راه رفتن حداقل نیم ساعت کرنا بنوازند و باصطلاح کم نیاورد و نفسشان نگیرد و حتما از قبل تمرین داشته باشند.

    او می گفت کرنا خیلی حرمت دارد ، بعضی از بزرگان کرنانواز شبهای محرم کرنا را در آغوش گرفته و می خوابیدند.

    اگر کسی به صورت ناهمگون کرنا بنوازد ( فالش ) او را از گروه بیرون می کردند حتی یکبار در یکی از مراسم جوانی خوب نمی نواخت و پیش خوان در حال نواختن با لگد به زیر کرنای او کوبید و دندانهایش را شکست حتما قبل از اجراتست میگرفتند.

    اما نکته تعجب برانگیز مرگ بزرگان کرنانواز بود که اکثرا در ماههای محرم و صفر اتفاق افتاده است و حتی یکی در پیشکسوتان(مشتی ولی مرادیان) در روز عاشورا فوت کرد

    از پیش خوانان امروز می توان از آقایان اسدالله و محمد رضا مرادخانی و ابراهیم مرادیان نام برد و بقیه همه از خانواده های مرادیان و مسکرانکریمی و کریمی و نصری و… هستند که تعدادشان حدودا به ۳۰ تن می رسد.

     این مصاحبه با کمک های ابراهیم مرادیان انجام پذیرفت که با عشق و علاقه باقر عباس را به دفترم آورد و در یادآوری وقایع نیز به او کمک می کرد.

    در خاتمه باقر عباس گفت تمام گروههای کرنا نواز رامسر از بین رفتند، قدر این جوانان را بدانید و یاری شان دهید و کمک کنید تا بتوانند بیشتر وقت بگذارند و تمرین کنند چون کرنا نیز همانند صدای صوراسرافیل است که در قیامت بر مردگان می دمند تا برخیزند و به همین خاطر ما بر سر مزار عزیزمان می نوازیم.

    به عنوان سوال آخر از باقر عباس پرسیدم چه آرزوئی را داری؟ گفت: هر سال آرزو کانم سال دیگه محرم دل خدا مره قوت هده می کرنای دست هگیرم و وی مو سوره دل پودو کونم و به عشق امام حسین یه رج ده بزنم.

    /ساحل دریا