پایگاه خبری رامسرنوین
  • صفحه اصلی
  • اخبار برگزیده
  • اخبار رامسر
  • فیلم
  • گزارش و گفتگو
  • گزارش تصویری
  • یادداشت
  • صفحه اصلی
  • اخبار برگزیده
  • اخبار رامسر
  • فیلم
  • گزارش و گفتگو
  • گزارش تصویری
  • یادداشت

نوع و آمار را وارد کنید برای جستجو

کیسه سنگین سنگ

صورت اجتماع که از گردهم آمدن افراد شایسته شکل می‌گیرد، آن‌گاه که در شبکه‌های ارتباطی قرار می‌گیرند، سیرت زیبا پیدا می‌کنند که جلوه‌های آن خواندنی و نیز مفید...

کد خبر :3042 بهمن 8, 1393
چاپ
64 Views
0 نظر

به گزارش نیمه پر ، دو جلوه در شبکه‌های اجتماعی امروز تقدیم‌تان می‌شود.
۱٫ ‌روزی در یک رستوران نشسته بودیم که یک دفعه مردی که با تلفن صحبت می‌کرد، فریاد کشید و خیلی خوشحالی کرد و بعد از اتمام تلفن رو به گارسون گفت: همه‌ کسانی که در رستوران هستند، مهمان من هستن به باقالی پلو و ماهیچه، بعد از ۱۸ سال دارم بابا می‌شم.

چند ر وز بعد در صفی همان مرد را دیدم که دست بچه ۳ یا ۴ ساله‌ای را گرفته بود که به او می‌گفت: بابا، نزد مرد رفتم و علت کار آن روز را جویا شدم، مرد با شرمندگی زیاد گفت: آن روز در میز بغل دست من پیرمردی با همسرش نشسته بودند.

پیرزن با دیدن منوی غذاها گفت: ای کاش می‌شد امروز باقالی پلو با ماهیچه می‌خوردیم، شوهرش با شرمندگی از او عذرخواهی کرد و خواست به خاطر بودجه کم‌شان فقط سوپ بخورند، من هم با آن تلفن ساختگی خواستم که همه مهمان من باشند تا آن پیرمرد بتواند بدون سرافکندگی غذای دلخواه همسرش را فراهم کند.

۲٫ روزی شیخی نزد عارف اعظم آمد و گفت: من چندماهی است در محله‌ای خانه گرفته‌ام، روبروی خانه‌ من یک دختر و مادرش زندگی می‌کنند، هر روز و گاه نیز شب، مردان متفاوتی آنجا رفت و آمد دارند، مرا تحمل این اوضاع دیگر نیست.

عارف گفت: شاید اقوام باشند، گفت: نه، من هر روز از پنجره نگاه می‌کنم، گاه بیش از ده نفر متفاوت می‌آیند، بعد از ساعتی می‌روند.

عارف گفت: کیسه‌ای بردار و برای هر نفر یک سنگ در کیسه انداز، چند ماه دیگر با کیسه نزد من آی تا میزان گناه ایشان بسنجم.

شیخ با خوشحالی رفت و چنین کرد، بعد از چند ماه نزد عارف آمد و گفت: من نمی‌توانم کیسه را حمل کنم، از بس سنگین است، شما برای شمارش بیائید.

عارف فرمود: یک کیسه سنگ را تا خانه من نمی‌توانی بیاوری، چگونه می‌خواهی بار سنگین گناه را نزد خداوند ببری؟

حال برو به تعداد سنگ‌ها، حلالیت بطلب و استغفار کن…، چون آن دو همسر و دختر عارف بزرگی هستند که وصیت کرده بود بعد از مرگ، شاگردان و دوستدارانش در کتابخانه او به مطالعه بپردازند.

ای شیخ! آنچه دیدی واقعیت داشت، اما حقیقت نداشت، همانند تو که در واقعیت شیخی، اما در حقیقت… .

بلاغ/

هیچ نظر! یکی از اولین.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 12 =

جدیدترین

  • مدافعان حرم، درس‌آموختگان مکتب اهل بیت (ع) بودند
  • آرامش در بازار رامسر، با نظارت میدانی و تأمین کالا
  • رئیس سازمان بسیج مستضعفین به شهادت رسید
  • خون امام خامنه‌ای در رگ‌های ملت جریان دارد
  • چهارشنبه‌سوری متفاوت در مازندران+فیلم
  • ملت ایران با وحدت و ایمان بر تهدیدات پیروز شد
  • توزیع ۳۵۱۷ تن نهاده های دامی درسال ۱۴۰۴ در رامسر
  • (بدون عنوان)
  • راه نجات منطقه اتحاد ملت‌های مسلمان است
  • تغییر دکترین دفاعی ایران تا برتری در میدان موشکی
  • حماسه روز قدس الهام‌بخش آزادی‌خواهان جهان شد
  • رهبر بصیر، آرمان علی (ع) را زنده می‌کند
  • همبستگی اجتماعی میوه درخت «سلامت معنوی» است
  • غرفه و دکه های بین راهی بدون مجوز فعالیت نداشته باشند
  • بازار بر وفق مراد؛ خبری از صف‌های طولانی نیست
  • صفحه اصلی
  • اخبار برگزیده
  • اخبار رامسر
  • فیلم
  • گزارش و گفتگو
  • گزارش تصویری
  • یادداشت